مجلس شورای اسلامی
پنجشنبه, 09/11/1400 - 13:26
تعداد بازدید:
20
به مناسبت روز مجلس؛

وکالت یا ولایت یا ریاست؟| خروش شهید مدرس در تقابل با جعل واژه‌ها

مبسوط | وکالت ملت، مقامی است که هرکسی شأنیت آن را ندارد و چه‌بسا توان آن را ندارد. مطالبه‌گر در این عرصه امتی است که چه بسا هر کار نظام را به اسم جمهوری اسلامی می‌بیند و اگر مسئولان کشور و وکلای مردم خدای‌ناکرده راه اشتباهی را انتخاب کرده و مسیر را اشتباه بروند، بعد از چندی همه این تعاریف اشتباه، به عنوان تعریف جمهوری اسلامی ترویج می‌شود که برای اصلاح تعاریف، چه‌بسا خون‌های عزیزی مانند خون شهید مدرس ریخته ‌شود.

ارسال توسط : سروش

پایگاه شناختی مبسوط | تا زمانی که حضور و نقش‌آفرینی مردم در جامعه دینی مطرح است، در هر روزگاری این مهم به شکلی خاص رقم می‌خورد تا مردم درصحنه وجود داشته باشند و پیشبرد اهداف نظام و حرکت متعالی حکومت رقم بخورد.

با تدبیر امام خمینی(ره) جمهوریت مبتنی بر اندیشه دینی شکل گرفت و تعبیر «جمهوری اسلامی» بدون یک کلمه کم‌وزیاد، فصل جدیدی از حکومت الهی را بازآفرینی کرد و نهال مردم‌سالاری دینی را آغاز کرد. نهالی که با نهضت امام خمینی(ره)، کاشته شد، با پیروزی انقلاب ریشه دوانید و در مسیر ثمربخشی قرار گرفت. الگویی که برای هر حکومت مدعی اسلامیت، ضروری و برای سایر حکومت‌ها نیز راهگشاست.

یکی از جلوه‌های اصلی جمهوریت در ایران، مجلس شورای اسلامی است که واژگان «شورا» و «اسلامی» هر دو مسیر راه نمایندگان مردم است.

تعریفی که از مجلس یا پارلمان کشورها می‌شود، جایگاهی برای اثرگذاری و اعمال‌نفوذ در سیستم اجرایی می‌شود، ولی این تعریف صِرف، از سوی نظام‌های قدرت‌طلب مطرح می‌شود؛ نظام‌هایی که نیازمند رأی مردم برای انتخاب هستند، ولی در عمل، نیازمند قدرتند.

آنچه که این مجالس روی کاغذ دنبال آن هستند، وکالتی از سوی قشری از مردم برای بیان و مطالبه و صیانت از دیدگاهشان است. مسئله‌ای که همچنان کُمیتش لنگ می‌زند... . مادی‌گرایی و مخاطرات آن در این سیستم به شکلی پیش خواهد رفت که ممکن است در مرحله‌ای قرار گیرد که قربانگاه عقل و حقیقت شود؛ افرادی که همه‌چیز را در دنیا و لذایذ آن نمی‌بینند و نابودی را برای خود نمی‌پسندند.

الگوی ایران اسلامی در این عرصه، شورای اسلامی است، یعنی مجمعی که وکالت مردم را عهده‌دار است، ولی این وکالت مطلقاً بر اساس اسلام خواهد بود؛ همان‌طور که وکلای مردم در پیش قاضی دادگاه اسلامی، بر اساس اسلام، دنبال مطالبه موکل خود هستند.

* وکالت یا ولایت یا ریاست؟

در مسیر فعالیت مسئولان واژگانی همچون ولایت، وکالت و ریاست مطرح می‌شود که هرکدام تعاریفی بافاصله زمین تا آسمانی از هم دارند و در تعبیری کمترین وجه مشترکی با هم ندارند. تشریح ولایت و ریاست جای سخن گفتن زیاد دارد، ولی در این یادداشت از سخن گفتن از آن عبور می‌کنیم و صرفاً در تشریح وکالت، با اشاره‌ای به ولایت و ریاست اکتفا می‌شود.

بسیاری درباره وکالت شنیده‌ایم، نقش آن را هم می‌دانیم، هرچند محدود و مختصر. مجلس شورای اسلامی همان خانه وکلای مردم، عهده‌دار وکالت امت اسلامی است؛ امتی که برای جامعه خود دغدغه‌مند و نسبت به نیازهای بحقشان مطالبه گر. در دادگاه‌های اختلاف دعوی، مشاهده می‌شود که وکلایی استخدام می‌شوند که اگر از مسیر درست انتخاب شده باشند و بایسته‌های کار را بدانند، نتیجه دادگاه برای شخص خودشان هیچ سود و زیانی ندارد، بلکه رسیدن حق به حق‌دار مطرح است و قانون هم قانون اسلام است. درزمانی که استخدام وکیل صورت گرفت، وکیل کاملاً پای صحبت‌های موکل می‌نشیند و در آن زمان، در عین توانایی‌ها و تحصیلات و حتی جایگاه اجتماعی، فاصله‌ای بین آن‌ها وجود ندارد. وکیل در رأی صادره چیزی برای خود نمی‌خواهد، اصلاً فرهنگ وکالت چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد. البته صحبت کردن درباره این که در جامعه وکلا، ممکن است افرادی باشند که تابع قانون یا اخلاقیات نیستند، مجال دیگری می‌طلبد که از موضوع یادداشت خارج است.

* یک روز خوب در مجلس

حال حسب تعریف کلی که درباره وکالت شد، می‌توان به خانه وکلای ملت نگاهی تازه داشت. یک روز کاری خوب در مجلس را تصور کنیم که در آن وکلای مردم، نسبت به دغدغه و موضوعات مردم و جامعه موکل خود اطلاعات کامل و کافی را دارند و این اطلاعات به روش‌هایی، به روز و حتی لحظه‌ای هست. این افراد در مجلس حضور می‌یابند و با اشراف کاملی که به قوانین و اختیاراتشان دارند، موضوعات را پیگیری می‌کنند؛ کاری هم ندارند که در این دادخواهی، چیزی به دستشان می‌رسد یا نمی‌رسد. اصلاً قانون اجازه نمی‌دهد که در این عرصه ذی‌نفع باشند؛ هرچند که طبق تعریف ارائه‌شده، وکیل خودش هم دنبال این نیست.

سخن شهید سید حسن مدرس در مخالفت با تصویب قانون برای افزایش حقوق نمایندگان، این مسئله را خواست مردم یا همان موکلان وکلای ملت نمی‌داند و می گوید: «گمان می کنم ما که آمده ایم اینجا می‌گوییم وکیلیم؛ ولیّ نیستیم. ولیّ، آن کسی است که آنچه خودش مستقّلاً صلاح می داند اجرا کند. وکیل این است که نظر موکلّین را بداند. بنده از تمام موکلّین خودم که سی کرور باشند یکی را نمی دانم که راضی باشد، حقوقتان را سیصد تومان بکنیم. چرا؟ برای این که ندارند! ندارند! فقیرند، بی چیزند».

کسی که وارد مجلس می‌شود می‌تواند بر اساس این مسیر ترسیم‌شده حرکت کند، ازاین‌رو نباید وارد عرصه‌ای شود که دنبال ولایت باشد که خود را ولی مردم دانسته و بر اساس اقتضائات آن، بر اساس صلاحدید خود (ولایت مادی) عمل کند، حال می‌تواند خوشایند مردم باشد یا نه. یا این که خدای‌ناکرده به‌مثابه حکومت‌های لیبرال و مادی گرا، دنبال ریاست باشد که در سایه آن برای خود کسی شود و اسمی در اسم‌ها درآورد، برای خود دفتر و آمدوشد، راننده و دفتردار و محافظ و... قرار دهد. این گونه از نمایندگان برای پیشرفت کار مردم این‌همه حاشیه را ایجاد نمی‌کنند، بلکه برای حفظ جایگاه و ایجاد فاصله بین خود و مردم اقدام می‌کنند. ارتباط مردم با او ساده و بی‌پرده نیست و موضوعات و دغدغه‌هایشان امروز و فردا می‌شود.

این افراد برای رأی‌شان در صحن مجلس که همان امانت الهی بر دوششان است، قیمت تعیین می‌کنند و چه‌بسا آن را ابزاری برای پیشرفت خود یا حتی فشار بر دیگران قرار می‌دهد.

برای نماینده رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم اهمیت زیادی دارد، ولی صرف معرفی به بانک و اعطای مبلغی وام به او، یا معرفی افراد برای اشتغال، در عین این که اهمیت زیادی دارد، کار اصلی وکیل نیست. وکیل باید حقوق موکلش را دنبال کند که او را به این اوضاع انداخته، نه این که وقتی می‌بیند فردی به دلیل پایمال شدن حقوقش، بی‌کار یا بی‌پول شده، صرفاً بر کارهای ابتدایی که بسیاری از مؤسسات خیریه بدون هیچ‌گونه اختیار و وکالتی این اقدامات را انجام می‌دهند، بسنده کند.

* نکته ای که نباشد از آن غفلت کرد

البته با توجه به آنچه تا کنون گفته شدف شاید یادآوری این نکته نیاز به توضیح نداشته باشد که این مطالبه‌گری و رفع دغدغه مردم و وکالت آنها در احقاق حقوقشان، مطلقاً در مسیر الهی و قوانین اسلام است، هرچند برخلاف خواسته گروهی از مردم باشد.

وکالت ملت، مقامی است که هرکسی شأنیت آن را ندارد و چه‌بسا توان آن را ندارد. مطالبه‌گر در این عرصه امتی است که چه بسا هر کار نظام را به اسم جمهوری اسلامی می‌بیند و اگر مسئولان کشور و وکلای مردم خدای‌ناکرده راه اشتباهی را انتخاب کرده و مسیر را اشتباه بروند، بعد از چندی همه این تعاریف اشتباه، به عنوان تعریف جمهوری اسلامی ترویج می‌شود که برای اصلاح تعاریف، چه‌بسا خون‌های عزیزی مانند خون شهید مدرس ریخته ‌شود.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
درباره فرمت های متن

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.