پایگاه شناختی رسانه‌ای مبسوط
مبسوط قلمی برای شناخت، رشد و آرامش پایدار
جاهلیت یا فرار از مسئولیت اجتماعی
دسته بندی ها: فرهنگی , نویسنده: فاطمه قاسمی تاریخ ارسال: 1398/06/28 - 14:51 0 نظر 73 بازدید

اقشار و طبقات ضعیف جامعه عربی که با گذار کوتاه زمان ذیل سلطه مستبدانه قانون حامی از منطق مفسدان قرارگرفته بودند برای عبور از دست‌اندازهای فطری و وجدانی جامعه خود به‌جای مقاومت و طراحی انقلاب اقدامی عجیب را شکل دادند که منتج به نوع عنوان گذاری این عصر شد.

به گزارش مبسوط، جاهلیت، عنوان و واژه‌ای که کمتر به هویت و اصالت آن توجه شده است.

جاهلیت در عصری که نخبگان شناختی آن را با مظاهر تمدنی و آداب اجتماعی عصر قدیم تعریف می‌کنند، خبر از رخنه‌ای در حوزه اندیشه‌ایمانی است که تحلیل ابعاد آن می‌تواند به‌نوعی پاسخ به مادر شبهات اندیشه‌ای عصر حاضر باشد، تأملی که می‌تواند زمینه عبور از دست‌اندازهای شبه منطقی در ظواهر شبه مدرن منطق مدرنیسم تمدنی باشد.

جاهلیت در نوع تصاویر نزد اذهان عمومی از سوی رسانه‌ها، نوعی عقب‌ماندگی فرهنگ در حوزه ظواهر تمدنی است، بر این اساس چنین اصالتی را همواره اهالی اندیشه با مظاهری همچون ملخ‌خواری، زنده‌به‌گور کردن دختران و قیافه‌های مشمئزکننده عربی تعریف و توصیف می‌کنند! چیزی که کاوش در آثار و قرائن تاریخی دوران آن نشان می‌دهد که چنین تصویرگری از ماهیت جاهلیت نوعی توصیف غلط از یک واقعیت شناختی است.

واژه جاهلیت بر اساس نوع تصویر آن در کنار عنوان «عربی» و با ترکیبی از جنس «عرب جاهل» بکار گرفته می‌شود، ترکیبی که به استعمار گران اندیشه این اجازه را خواهد داد که بتوانند ظهور اندیشه‌های ایمانی (ظهور دین اسلام) را نوعی نیاز ملیتی جلوه داده و متکی بر ظواهر تمدنی موجود در عصر نزول کارآمدی رفتارهای ایمانی را در حوزه مواجهات ملیتی  تفسیر کرده و متکی بر چنین تفسیری دین را در نوع نیازهای تمدنی یک ملت خاص محصور کند!

مطالعه تمدن عرب عصر نزول نشان می‌دهد که مردمان این تمدن به دانش‌های عصر مدرنیسم و برخی از دانش‌های فرامدرنیسم دسترسی داشته‌اند، بر این مدار از ساخت فراورده‌های موجود در صنعت فولاد گرفته تا معماری مبتنی بر جوش‌سنگ در آثار تاریخی این ملت موجود است.

همه این قرائن در کنار آثار تمدنی عصر فراعنه که هم‌اکنون در مصر در دسترس بازدیدکنندگان است نشان می‌دهد که تمدن عربی در کنار تمدن ایران و روم دارای توسعه‌های ویژه مدرنیسم بوده و از آخرین فناوری‌های روز در حوزه صنعت بهره جسته است؛ چیزی که می‌توان در آثار تاریخی شیراز (تخت جمشید ) و در آثار موجود در مصر به‌وضوح مشاهده کرد.

بررسی آثار ادبی عرب عصر نزول نیز نمایانگر دستاوردهای شناختی بشر عصر نزول در حوزه مدیریت و علوم انسانی است، چیزی که این روزها در مداخل گوناگون دانشی حوزه علوم انسانی در برترین دانشگاه‌های دنیا موردمطالعه قرار می‌گیرد، مطالعه‌ای که مقدمه‌ای برای توسعه و تولید دانش برای عصر حاضر تلقی می‌شود.

اما سؤال مهم این است که با چنین توسعه‌هایی جاهلیت چه معنایی دارد؟

امپراتوری عرب در پیش از دوران عصر نزول قرآن از دستاوردهای قوی در حوزه مدیریت حاکمیتی برخوردار بوده است چیزی که می‌توان وجود قوه مقننه را یکی از محورهای امپراتوری و یا پادشاهی موجود آن عصر دانست، اما آنچه مسلم است نوع دستاوردهای مدیریتی آنان متکی بر رفتارهای شناخت تجربی بوده چیزی که زمینه حول برخی از رفتارهای منطقی، اما غیرمعقول در جوامع آنان شده است!

نوع قانون نگاری در جوامع عرب پیش از عصر نزول درواقع متکی بر ابر داده‌های متصف از ماهیت جغرافیایی، اقوام و نوع منابع در دسترس بوده است. چیز که امروزه نیز در مواجهات مدیریتی شناختی غرب در یک الگوی شناختی مادی مبتنی بر تجربه دنبال می‌شود.

برای مثال قانون انتقال منفعت و یا مالکیت در جوامع قدیم عرب مبتنی بر قاعده زر،زور و تزویر به‌عنوان یک قانون شناخته‌شده و مقبول بوده است، چیزی که منطق و اندیشه عرف عصر پیش از نزول آن را مبتنی بر رفتارهای مستبدانه پادشاهی پذیرفته و به حدود آن تعظیم می‌شد، بر این مدار اگر فردی مبتنی بر چنین قاعده‌ای بخواهد زمینی را تصرف کند می‌تواند مبتنی بر مؤلفه‌های زور آن را از صاحب اصلی بدون هیچ‌گونه قبولی از ناحیه وی آن را به ملکیت خود درآورده و اگر صاحب‌مال با این انتقال محجور می‌شد باید به بردگی وی نیز در می‌آمد! چیزی که باعث شد پس از مدت کوتاهی فساد دامن‌گیر جوامع تحت اشراف این تمدن شود.

اقشار و طبقات ضعیف جامعه عربی که با گذار کوتاه زمان ذیل سلطه مستبدانه قانون حامی از منطق مفسدان قرارگرفته بودند برای عبور از دست‌اندازهای فطری و وجدانی جامعه خود به‌جای مقاومت و طراحی انقلاب اقدامی عجیب را شکل دادند که منتج به نوع عنوان گذاری این عصر شد.

برای مثال اعراب طبقه ضعیف عصر جاهلیت برای در امان ماندن جنس ناموسشان از هرگونه تعدی و تعرضی اقدام به زنده‌به‌گور کردن دختران کردند؛ تصمیمی عامی که افق‌های اجتماعی آنان را با افول و نابودی و انحطاط اندیشه‌ای مواجه ساخت؛ بر این مدار اسلام برای ملتی که در مواجهه با استبداد متمسک به تصمیم غلط شده و سنگرهای مقاومت و دفاع از حریم منطق را رها کردند عنوان جاهلیت را وضع کرد.

فاطمه قاسمی

جاهلیت مقاومت
نظر بدهید