بعثت فراتر از یک رویداد تاریخی است، اختصاص به زمانی خاص ندارد و ملت ایران بعد از انقلاب اسلامی این مسیر را ادامه داد و امروز برای اولین بار در تاریخ ملت ایران در یک بعثت اچتماعی تمدنی کار شیاطین و ابالیس را تمام کرده و بستر حکومت اخرین موعود را به مردم عالم معرفی کرده و ماهیت شیطانی طواغیت را که ادعای دموکراسی داشتند را برای مردم جهان آشکار کرد و انتظار ، مردم سالاری و تمدن واقعی را در پناه ولایت خداوند به مردم عالم نشان داد تا مردم جهان مسیر درست تاریخی را انتخاب کرده و امروز فرصت انتخاب تاریخی است تا بشریت یا در مسیر درست تاریخ یا در مسیر طواغیت و شیاطین با انتخاب خود قرار گیرد.
به گزارش پایگاه شناختی مبسوط، اینکه بعثت از چه قرنی آغاز شد در ماهیت شناسی فلسفه بعثت سوالی اشتباه است؛ چرا که بعثت عمری به بلندای خلقت انسان، اشرف مخلوقات و خلیفه الله دارد. بعثت یا برانگیخته شدن از همان زمانی آغاز شد که عزازییل از خلقت آدم ابوالبشر احساس خطر کرد؛ چرا که می دانست این بعثت را باید هدفی بلند به بلندای خلقت مخلوقات از سوی خالق مطلق باشد. خالقی که اگر تمامی مخلوقات با هم جمع شوند نمی توانند حتی ذره ای از بیکرانه ذاتش را درک کنند و چون در حد وسع خود خالق را درک کرده بود آنچنان شیفته این خالق شده بود که هدفش را اولین بودن در برابر چنین خالقی تعریف کرده بود. او می دانست که اولین بودن در برابر خالق و مقصود بلند ترین هدف عالم خلقت بود چه عظیم مرتبه ای است، برای همین تمام تلاش خود را کرد که در برابر چنین خالقی اولین باشد تا او را برای بلندترین هدف عالم خلقت انتخاب کند حتی یک سجده اش را برای رسیدن به چنین مقام آنچنان طولانی کرد که شش هزار سال به طول انجامید. او از مرتبه این مقام آگاه بود و به واقع مقام ولایت بر عالم خلقت از سوی خداوند رحمان را درک کرده بود اما آنچنان به عمل خود مغرور شده بود که یادش رفته بود که هر عملی در برابر چنین خالقی هیچ نیست و در غرور به عمل و مغرور شدن نسبت به اعمال تا جایی پیش رفت که به خودشیفتگی مطلق و مطلق غرور رسید. همان چیزی که او را از اصل هدف دور کرد و ریشه تواضع را در او خشکاند؛ چرا که اگر تواضع داشت و در برابر آدم ابوالبشر به فرمان خالق سجده می کرد و سجده به فرمان خدا را با سجده به آدم اشتباه نمی گرفت شاید او نیز به جای ابلیس شدن به مقام بعثت و اصطفی شدن می رسید. بر این اساس بعثت مقامی است که حتی رسیدن به آن خود از مسیر هیچ ندیدن خویش در برابر خالق حاصل می شود؛ در حالی که عزازییل خود را همه می پنداشت نه هیچ . همه ای که به واسطه اعمالش و تعریف مقربان ملکوت او را به این همه رساند، همه ای که یادش رفت در برابر خالق هیچ نیست( همان چیزی که موجب بعثت ملت ایران شد؛ چرا که ملت ایران خود را در برابر ولایت نایب امام زمان(عج) و امام شهیدش هیچ نمی دانست و همین که ملت خود را در برابر امام امت هیچ نمی دانست موجب شد که دشمن به اشتباه بیفتد آن هم یک اشتباه محاسباتی که تصور می کرد با حذف این امام ملتش تنها خواهند شد و به ولی در حالی که یادش رفت خون این ولی عامل بعثت امت و ملت به امامت پس از امام شهید خواهد شد، به بیان شیوا تر چیزی که عزازییل را ابلیس کرد ملت ایران را به دلیل تواضع عزیز و عزازییل امت ها و مبعوث کرد) و همین اشتباه او را به ابلیس ملکوت در یک چشم برهم زدن تبدیل کرد در آنی از عزیز درگاه الهی به رانده شده و ابلیس درگاه الهی تبدیل شد. بعثت مرتبه ای از مراتب عالم هستی است که سهم هر کسی نخواهد شد پس بعثت نیز خود یک مرتبه در عالم هستی است که به راحتی سهم هر کسی نمی شود و از مسیر ولایت و تبعیت بی چون چرا از خالق و هر آنکه خالق بگوید عبور می کند و به صرف عمل خوب و احسن انسان به این مقام نمی رسد بلکه این مقام از تبعیت و اطاعت مطلق از خالق و آنکه او می گوید عبور می کند و از همه مهم تر اینکه بعثت فراتر از یک رویداد تاریخی است و محدود به زمان و مکان خاصی نیست و با خلقت حضرت آدم آغاز شد و تا بعثت و بیعت با آخرین موعود و ذخیره الهی در روی زمین ادامه خواهد یافت. بر همین اساس بعثت پیامبر اکرم (ص) تنها یک «رویداد» در تقویم نبود؛ بلکه یک «تحول هستیشناختی» است. تحولی که بعثت را از مرتبه فردی که مربوط به بعثت انبیا و عزازییل و مخالفان دیدگاه اشرف مخلوقات بودن انسان بودند به عرصه تمدنی وارد کرده بود؛ چرا که تا حضرت خاتم پیامبران به انسان در عرصه فردی آموزش می دادند که چگونه در مقام و برای مقام بعثت انتخاب شوند و برای همین بود که در این مراحل تعداد انبیای تبلیغی بنی اسرائیل در هر دوره بسیار زیاد است. اما پس از بعثت حضرت خاتم این بعثت از مقام فردی به مقام امت و تمدنی وارد شد و مقام بعثت ها به مرحله ای رسید که انسان در عرصه فردی آموزش لازم را برای مبعوث شدن دیده بود و در عصر پیامبر خاتم باید به صورت خانواده محور برای
بعثت امتی و جمعی آمورش می دید و آماده می شد؛ بنابراین اگر بخواهیم با نگاهی عمیق به ماهیت بعثت پیامبر خاتم بنگریم، باید بگوییم که بعثت در عصر پیامبر خاتم بعثت امی و مردمی بود همان چیزی که موجب شد قرآن از این بعثت به عنوان بعثت امی و پیامبر امی (مردمی امت وار،خانواده محور) یاد کند. بر همین اساس این نوع بعثت، لحظهی بیداری انسان از خواب غفلت و بیداری از کفرِ جمعی بود. ماهیت این نوع بعثت، «توحید» در برابر «تعدد» و «انسانسازی» در برابر «حیوانسازی» بود و در آن لحظه که پیامبر (ص) در غار حرا ایستاد، جهان عرب در ورطهی جاهلیت غرق بود؛ جایی که انسانها به «غیر» (بتها، هوسها، و قبیلهگرایی) چیزی پرستش نمیکردند پس این نوع بعثت، بازگشت انسان به فطرت خداجوی خود بود و این رویداد، در نوع خود رویدادی بی نظیر در تاریخ بشریت بود. رویدادی که آغازی بود برای تغییر «نقطهی کانونی» جهان از «ماده» به «معنا» و از «قدرت» به «عدالت» و پیام این بعثت برای بشر پیامی بود که میگفت: «انسان، موجودی است که میتواند و باید از خاک به آسمان برسد و این رسیدن تنها با بعد فردی محقق نمی شود بلکه باید جمع و جامعه ای با محوریت خانواده شکل بگیرد که این جمع و خانواده ها در کنار هم جامعه و تمدنی را شکل بدهند که در مسیر بعثت و الگو شدن برای سایر تمدن ها حرکت کند و رسول خاتم تمدن اسلامی و امت اسلامی را برای چنین بعثتی آماده کرد و به آنها توصیه کرد که اگر می خواهند در بعثت امی و تمدنی موفق شوند بعد از ایشان باید از ائمه معصوم و اهل بیت پیروی کنند. تنها امتی که به واسطه تبعیت و اطاعت از ائمه در مسیر بعثت تمدنی حرکت کرد ملت و امت انقلابی و شیعه ایران بود متاسفانه بعد از پیامبر با سقیفه امت ها و جوامع مسیر اطاعت از ائمه معصوم را کنار گذاشتند و در مسیر خلافت سلطنت گونه حرکت کردند مسیری که نه تنها جوامع را در مسیر بعثت تمدنی قرار نداد بلکه جوامع اسلامی را در نهایت به استعمار و مستعمره ملت های غربی که از مسیر دین منحرف بودند تبدیل کرد و در عصر انقلاب اسلامی تنها تمدنی که در مسیر بعثت تمدنی به دلیل تبعیت و اطاعت از ائمه معصوم حرکت کرد، امت و ملت انقلابی ایران بود. امام شهید با الگوی سوم زن و خانواده محور بستر بعثت تمدنی را در حساس ترین بزنگاه تاریخ بشریت فراهم کردند ***
ملت و امت انقلابی ایرانی به رهبری علمای دین و به دلیل تبعیت از اهل بیت(ع) در طول تاریخ با وجود تحمل و تحمیل ظلم های فراوان از سوی دشمنان در مسیر بعثت تمدنی قرار گرفتند و با شکل گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) ظاهر و ساختار حکومتی جامعه ایران نیز در مسیر بعثت تمدنی قرار گرفت و امام خامنه ای شهید نیز پس از امام خمینی(ره) با اقتدار این مسیر توسعه و بعثت تمدنی را ادامه دادند و جامعه جمعی را با تاکید بر الگوی سوم زن که زن و مرد را در قالب خانواده با هدف تربیت بهترین انسان ها و فرزند صالح در مسیر انتظار و بستر سازی برای ظهور آخرین منجی عالم بشریت و امام زمان(عج) آماده می کرد قرار دادند تا به مرور در بزنگاه های حساس تاریخی ملت یکصدا و یکپارچه بیاموزند که چگونه با بعثت خود باید در مهم ترین پیچ تمدنی در برابر تمام فراعنه زمین و ناپاکان عالم مقاومت کرده و جبهه حق را سربلند کنند و در چنین شرایطی ملت آموزش دیده به واسطه الگوی امام شهید انقلاب در حساس ترین پیچ تاریخی تمدنی بشر مبعوث شده و زمین را از گسترش ظلم حراست کرده و در امان نگه داشتند و این چنین ملت مبعوث شده آموختند که چگونه خانواده محور به صورت تمدنی مبعوث شوند و کار را تمام کنند. کارویژههای مردم در مسیر بعثت تمدنی براساس آنچه بیان شد بعثت، یک رویداد تکبعدی نبود؛ بلکه یک «پیمان جمعی» بود که مردم در آن نقشآفرینی می کنند کارویژههای مردم در قبال این رویداد را میتوان در چند محور کلیدی خلاصه کرد: پذیرش و گواهی دادن یعنی تصدیق کردن تصدیق اولین و مهمترین کار ویژه، بعثت تمدنی و پذیرش حقیقت در تمام اعصار است یکی از مهم ترین ارکان بعثت تمدنی این است که مردم باید میپذیرفتند که پیامبر، فرستادهی خداست و حرفهای او، کلام خداست. این پذیرش، نیازمند شکستن غرور و تعصبات قبلی بود و در طول تاریخ تنها شیعه پس از پیامبر(ص) به این کار ویژه عمل کردند و عمل نسبت به همین کار ویژه موجب بعثت ملت ایران را در حساس ترین بزنگاه تاریخی بشریت شد. هجرت و فداکاری: مردم باید آمادهی ترک خانه و کاشانه میشدند تا در مسیر حق بایستند. هجرت، نمادِ جدایی از باطل و پیوستن به حق بود و این هجرت نه تنها در تاریخ صدر اسلام محقق شد بلکه شیعیان در طول تاریخ در مسیر اعتقادات خود هجرت کردند و ملت ایران پس از انقلاب در مسیر دین هم هجرت هم فداکاری و هم جهاد کرد. جهاد و دفاع: سومین کار ویژه بعثت تمدنی جهاد و دفاع است و جهاد و دفاع در برابر ظلم و ستم از ارکان بعثت تمدنی است چرا که مردم موظف به قیام هستند و این قیام، تنها با شمشیر نیست،بلکه با «صبر»، «مقاومت» و «پایداری» در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی ممکن می شود. ترویج و تبیین یا جهاد تبیین / مردم در بعثت تمدنی از تماشاگر به بازیگران اصلی تبدیل می شوند کار ویژه چهارم تبیین و جهاد تبیین است یعنی هر مسلمانی، مأمور است که پیام بعثت را به دیگران برساند. این کار، نیازمند دانش، حکمت و موعظهی حسنه و به بیان دقیق تر در عصر حاضر کار ویژه رسانه و جهاد تبیین با محوریت آتش به اختیار است و به بیان سادهتر، مردم در بعثت، از «تماشاگران» تاریخ به «بازیگران» اصلی آن تبدیل می شوند. پیامدهای سیاسی و اجتماعی بعثت بعثت، تنها یک تحول معنوی نیست بلکه زلزلهای است که ساختارهای سیاسی و اجتماعی جهان را لرزانده و تغییر می دهد ابعاد سیاسی: سقوط استبداد: بعثت، پایههای حکومتهای استبدادی و پادشاهیهای ظالم را لرزاند. در اسلام، هیچکس، حتی حاکم، در برابر قانون خدا برتر نیست و این ایده، برای اولین بار در تاریخ، «محدودیت قدرت» را مطرح کرد. تأسیس دولت مدینه: بعثت منجر به شکلگیری اولین دولت اسلامی در مدینه شد؛ دولتی که بر پایهی پیماننامهی مدینه، بر پایهی عدالت، برابری و حقوق بشر استوار بود. این مدل، الگویی بود برای تمام حکومتهای آینده و انقلاب اسلامی و دکترین ام القری است. تغییر الگوی قدرت: قدرت در بعثت تمدنی در دست «نژاد»، «ثروت» یا «قبیله» نیست، بلکه در دست «تقوا» و «دانش» است ابعاد اجتماعی: برابری انسانها: بعثت، دیوارهای نژادی و طبقاتی را فرو ریخت و موجب برابری انسان ها شد. حقوق زنان: بعثت، جایگاه زنان را از «کالای تجاری» به «انسانی دارای کرامت» تغییر داد. حقوق ارث، حق انتخاب همسر، و حق تحصیل برای زنان به رسمیت شناخته شد. اخلاقمداری در جامعه: ارزشهای اجتماعی از «قدرتمداری» و «انتقامجویی» به «بخشش»، «صداقت» و «کمک به نیازمندان» تغییر کرد. نتیجهگیری بعثت، آغازی بود برای ساختن انسانی و تمدنی که در آن، «خدا» محور زندگی است و «انسان» در کمال خود به سر میبرد. این رویداد، نه تنها تاریخ عربستان، بلکه تاریخ بشریت را دگرگون کرد و انقلاب اسلامی این
میراث و بعثت تمدنی را ادامه داد با اطاعت از رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام و به عالی ترین درجه آن در عصر حاضر تبدیل کرد که نگاه تمام جهانیان به این بعثت تمدنی در حساس ترین بزنگاه تاریخی بشریت دوخته شده است.