به گزارش پایگاه شناختی مبسوط، درحالی که ماه رمضان در نقاط مختلف ایران با مجموعهای از آیینها همراه است، در برخی مناطق استان یزد شب اول این ماه رنگ و بویی متفاوت داشت؛ جایی که زنان و دختران با گردهم آمدن برای اجرای رسمی موسوم به «چَخریسان» پنبهریسی را به آیینی برای حاجتخواهی برای گشایش بخت و... تبدیل میکردند.
ماه رمضان در فرهنگ ایرانی، صرفا ماهی برای روزهداری و مناسک عبادی نیست؛ بلکه مجموعهای از آیینها، سنتها و باورهای جمعی را با خود به همراه میآورد که در نقاط مختلف کشور، به اشکال گوناگون بروز پیدا میکند. از رسمهای پیشواز رمضان و آیینهای غبارروبی مساجد گرفته تا سفرههای نذری، شبنشینیها و مناسک شبهای قدر، هر منطقه رسوم خاص خود را برای این ماه دارد که بخشی از هویت فرهنگی و حافظه اجتماعی جوامع محلی را شکل دادهاند. این سنتها زنجیرهای از رفتارهای آیینی هستند که کارکردی فراتر از مذهبی بودن دارند و به تحکیم پیوندهای اجتماعی کمک میکنند؛ هرچند شاید این روزها نام برخی از این آیینها برایمان نامانوس باشد و یا اطلاعات زیادی از آنها نداشته باشیم.
در این میان، استان یزد با پیشینهای غنی از آیینها و سنتها، میزبان رسمهایی است که برخی از آنها امروز کمرنگ یا منسوخ شدهاند، اما همچنان در حافظه فرهنگی منطقه زندهاند. «چخریسان» یکی از همین رسمهاست؛ آیینی زنانه که در شب نخست ماه رمضان برگزار میشد و پنبهریسی را به فرصتی برای نیتکردن، حاجتخواهی و پیشبینی برآوردهشدن آرزوها تبدیل میکرد.
با فرارسیدن نخستین شب ماه مبارک رمضان، در برخی مناطق یزد بهویژه روستای «مدوار» مهریز، زنان و دختران روستا سر شب راهی خانه یکی از زنان معتمد میشدند تا آیین «چخریسان» را برپا کنند؛ رسمی که محور آن پنبهریسی به عنوان یکی از فعالیتهای سنتی زنانه بود، اما کارکردی فراتر از یک کار جمعی ساده داشت و به بستری برای نیت و حاجتخواهی بدل میشد.
شرکتکنندگان در چند ردیف و بهشکل حلقهوار کنار یکدیگر مینشستند و پنبه میتابیدند. زن صاحبخانه که نقش «رئیس» مجلس را داشت، در میانۀ جمع مینشست و اداره مراسم را برعهده میگرفت. برای آنکه جمع از یکنواختیِ کار جدا شود، او از حاضران میخواست بهترتیب شعر بخوانند؛ رسمی که بهانه اصلی نیتکردن دختران جوان بود.
بر اساس باور رایج، در هر شب سه دختر میتوانستند هنگام شعرخوانی برای خود نیت کنند؛ البته این کار الزامی نبود و تنها کسانی که تمایل داشتند این آیین را اجرا میکردند. شیوۀ نیتکردن نیز آیینی خاص داشت: دختر نیتکننده از جای خود بلند میشد، نزد زن رئیس میرفت و بیآنکه دیگران متوجه شوند، نیتش را در قالب نشانهای رمزی بیان میکرد. برای مثال میگفت اگر دختری که در ردیف مشخصی نشسته، شعری خاص را بخواند، آرزویش که اغلب گشایش بخت و ازدواج بود برآورده خواهد شد. اگر همان شعر از سوی فرد موردنظر خوانده میشد، آن را نشانه استجابت نیت میدانستند. دو دختر دیگر نیز به همین ترتیب نیت میکردند؛ با این تفاوت که ردیف، فرد و شعر انتخابیشان متفاوت بود.
اما این آیین تنها به پیشبینی ختم نمیشد و برای برآوردهشدن یا نشدن حاجت، نذرها و خیراتی نیز تعریف شده بود. اگر حاجت دختر اول برآورده میشد، موظف بود سه توپ پارچه تهیه کند و هر یک را به زنی سیّد هدیه دهد. دختر دوم در صورت اجابت نیت باید پارچهای نفیس برای روکش منبر مسجد میخرید و دختر سوم، در صورت برآوردهشدن آرزو، برّهای بزرگ تهیه و آن را در شب بیستویکم ماه رمضان قربانی میکرد.
در مقابل، اگر حاجت هیچیک برآورده نمیشد، باز هم خیرات حذف نمیشد؛ بلکه هزینه چند شب روضهخوانی در مسجد شامل دستمزد روضهخوان، قند، چای و حتی سیگار از سوی آنان پرداخت میشد. باور بر این بود که اگر آرزو محقق نشده، حتما مصلحتی در کار بوده و این نذورات به شکرانه دفع بلا یا پیامدهای ناخواسته احتمالی پرداخت میشد.
در حاشیه این آیین، برخی زنان حاجتمند که امکان حضور در جمع را نداشتند، بیرونِ محل برگزاری میایستادند و به گفتوگوها گوش میدادند. اگر در خلال صحبتها نام یا نشانهای از آنان برده میشد، آن را نشانهای از برآوردهشدن حاجت خود میدانستند.
«چخریسان» امروز در شمار آیینهای تقریبا فراموش یا منسوخشده یزد قرار میگیرد؛ رسمی که تلفیقی از کار جمعی، شعر، نیت و نذر بود و شب اول ماه رمضان را به مجالی برای همبستگی زنانه و امید به گشایش بدل میکرد؛ آیینی که حالا بیش از آنکه در خانههای روستا جریان داشته باشد، در فرهنگ عامه منطقه زنده است.
پینوشت: این گزارش با استفاده از اطلاعات جلد دوازدهم تقویم آیینی ماههای قمری، دفترِ سوم ماه رمضان، تهیهشده توسط «واحد فرهنگ مردم» مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما تهیه شده است. (خبرگزاری ایسنا)